تبلیغات
خاطرات آوای بابا

دیدار با ستاره ؛محمد ؛ فاطمه و فریماه

جمعه 13 شهریور 1388 11:41 ب.ظ

نویسنده : مجید سته بان
پر بیشب بعداز اینکه  که   بامامان و بابا از کوه برگشتیم رفتیم خونه ی بابای ستاره . محمد و فاطمه هم به مامان و باباشون اومده بودن . کلی با هم بازی کردیم و خوش گذروندیم . بعد هم رفتیم خونه ی فریماه و تا کلی وقت هم با اون و اسباب بازیاشابازی کردم . خیلی دیر بود وقتی به خونه برگشتیم . حدود ساعت یک بامداد . خلاصه شب خوبی بود .


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

خوش آمدید

جمعه 13 شهریور 1388 04:52 ب.ظ

نویسنده : مجید سته بان

سلام

با راه اندازی این وبلاگ قصد دارم تا خاطرات آوای عزیزم رو بنویسم تا وقتی بزرگ شد در واقع یه دفتر خاطرات خوب داشته باشه . البته خاطرات سیزده ماه گذشته یعنی از تاریخ تولدش ( 27/4/1387) تا حالا رو نیز به مرور می نویسم . راستی شما هم به این وبلاگ خوش آمدید .




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -